این غار که در نزدیکی روستای ناصرالدین دورود واقع است یکی از ده غار برتر جهان است که از لحاظ قدمت و زیبایی همردیف غار علیصدر همدان و غار مونترو ایتالیا قرار می گیرد
.یکی از ورودی های غار بوسیله قندیل های یخی پوشیده شده است که چشم هر بیننده ای را مجذوب خود می کند و ورودی دیگر غار از آب پوشیده شده که برای ورود به آن باید با لوازم و تجهیزات کامل کوهنوردی به همراه داشت.این غار گویا در گذشته و فصل تابستان به عنوان یخچالی برای خنک نگه داشتن آب ها استفاده می شده است.همچنین کارشناسان میراث فرهنگی این غار را در فهرست آثار ملی ثبت کرده اندو قرار است گروهی از کارشناسان خارجی برای ثبت این غار در آثار جهانی به دورود سفر کنند

ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 19:3  توسط صمد
|
خانه هایی قدیمی و فرسوده،کوچه هایی تنگ وخاکی،مردمی دوست داشتنی و نه بازیگران فیلم های تبلیغاتی نمایندگانی مانند آقای دهقان.
کودکانی که در کوچه پس کوچه های این ،نمیدانم بگویم محله ،حلبی آباد ، شهرک و یا...رشد می کنند.محله ای که اطراف آن بوسیله دیوارهای بلند سیمانی راه آهن محصور شده است و آن را به مکانی شبیه به محل قرنطینه تبدیل کرده است.دیوارهایی که مردم این منطقه را از دیدن طلوع و غروب خورشید محروم کرده است.دیواری مانند دیوار حایل فلسطین ولی در دورود.دیواری که این محله را به یک شبه محله که از سه طرف مسدود و فقط از یک طرف راه دارد تبدیل کرده است
مردمانی پاک و نجیب که دیگر عادت کرده اند بازیگر فیلم های تبلیغاتی باشند.مردمانی که در ایام انتخابات مهمانان زیادی دارنند،قول های زیادی را می شنوند،ولی افسوس که هرکس که اینجا آمد برای بار اول و آخرش بود.چه مردمانی که منتظر و چشم به راه کسانی هستند که آنان را در فیلم هایشان بازی داده اند .

محله ای که چنان در این سال ها به آن بی توجهی شده است که هنگامی نام آن برده می شود در ذهن محله ای حلبی آباد با مردمی فقیر در ذهن تداعی می شود.
ذهنتان به حاشیه شهر نرود در همین مرکز شهر و نه در حومه محرومیت و تبعیض را می توان دید.بازیگران بی مزد و اجر فیلم های تبلیغاتی را که همیشه و همیشه خواسته اند این محله را محله ای فقیر نشین و جرم خیز نشان بدهند.باور ندارید این فیلم را دانلود و نگاه کنید که در آخر مطالب گذاشته ام.
زیاد دور نرویم همین نزدیک میدان اصلی شهر محله ی صدوده.محله ای مرکز شهر ونزدیک به راه آهن ولی محروم تر از همه جا.محله ای که به توجه بیشتری نیاز دارد.محله صدوده دورود.
آیا آقای دهقان پس از انتخاب شدنشان یک بار به این محله سر زده اند و از مشکلات این محله باخبر هستند.
اگر جوابشان نه است پس چرا در فیلم تبلیغیشان از این محله فیلم برداری کرده است
اگر جوابش آری است پس چرا تغییری در وضعیت این محل و مردم حاصل نشده است.
آقای دهقان مردم این محل چشم به راه کسانی هستند که نه برای ساخت فیلم تبلیغاتی بلکه برای خود مردم به سراغشان بروند
+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 13:51  توسط صمد
|
هفته دوم لیگ برتر کشتی در دورود در حالی برگزار شد که باز تیم دورود مغلوب مهمان خود گراد شد.تیم گراد که از چهره های سرشناس و مطرح کشتی بهره میبرد توانست 5بر 2 بر میزبان خود پیروز شود.
تیم سیمان دورود که از کشتی گیران و مربیان بومی بهره می برد نتوانست بر این تیم پیروز شود.
لازم است که دیگر کشتی دورود از قالب سنتی خود خارج شوند تا بتواند حرفی برای گفتن در میان مدعیان لیگ کشتی داشته باشد.

تیم سیمان دورود برای اینکه توانایی رقابت با تیم هایی که از قدرت های برتر کشتی ایران هستند را داشته باشد باید تغییراتی زیر بنایی را انجام دهد تا بتوانند حرفی برای گفتن در میان تیم های دیگر داشته باشند.
برای اینکه تیم سیمان به تیمی مقتدر تبدیل شود باید به نکات زیر توجه شود:
1)استفاده از مربیان و کادر فنی کار آزموده و مجرب که تجربه مربی گری را در سطح ملی و حرفه ای داشته باشند .باید قبول کرد اگر چه مربیان خوبی در دورود وجود دارد اما این مربیان توانایی هدایت کشتی گیران را در سطوح بالاتر ندارند.
2)در صورت انتخاب کشتی گیران بومی گزینش و انتخاب آنان براساس مسابقات انتخابی تا نظر شخصی یا بعضا پارتی بازی را در انتخاب کشتی گیران نداشته باشیم که شاید کشتی گیرانی برتر از اعضای تیم سیمان در دورود وجود داشته باشد که به خاطر برخی غرض ورزی ها از حضور در این تیم محروم شده اند.
3)برنامه ریزی و آماده سازی کشتی گیران از سنین کودکی (نونهالان،نوجوانان،جوانان) تا برای ورود به تیم سیمان کاملا آماده شوند
4)احداث سالن مسابقات بزرگ که گنجایش تماشاچیان را داشته باشد
+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 13:46  توسط صمد
|
آورده اند که در سرزمین کهن و باستانی ایران و در دل بلاد لرستان شهری بوده خرم و شاد ،با زمین های حاصل خیز و آباد و دو رودخانه خروشان که از دوسوی شهر عبور می کرده و بدین بهانه نام آن را بین النهرین نهاده اند وفی الحال همه با نام دورود می شناسندش.شهر صلوات،شهر دریاچه گهر و آشارهای زیبا و پایتخت طبیعت ایران.
شهری که صنایع و کارخانجات یکی پس از دیگری در آن متولد گردیدو رودخانه تیره را که مامن ماهیان مهاجر و بومی منطقه بود تیره و تیره تر کردو آسمان هفت رنگ و نیلگون آن را تیره و قیرگون .
وشهر آبشارها و لاله های واژگون لقب شهر صنعتی به خود گرفت.ولی این تمام ماجرا نیست و اگر چه بحث محیط زیست و حفاظت از آن یکی از مهمات است لکن ماجرا و داستان ما چیز دیگری است و ان گوشه ای از مشکلات جوانان دورودی است.
و اما اندر احوالات جوانان و جوانی که بسیار توصیه موکد و مصرر به اهمیت دادن و توجه کردن بدان است که مانند بهاری در گذر است همین بس که در گوشه و کنار شهر که قدم می زنی فراوانند انسانهایی بی کار و صد البته تحصیل کرده که بی هدف یا در خوابند و یا بیتابانه خیابان متر می کنند و یا در بیابان حیرانند و سرگردان و چه کار می توانند انجام دهند در این وادی بی بنزینی که جای سوزن انداختن هم نمانده چه رسد به تاکسی انداختن و دستفروشی؟و چه توان گفت به این جماعت جز کلمه ی زیبا و پر معنای ((بی کار)).
و این در حالی است که صنایع مهمی چون کارخانه سیمان،فارسیت،فولاد و چدن،ماشین سازی،کارخانه قند،صنایع نظامی و از همه مهم تر راه آهن سراسری و ...در این شهر وجود دارد ولی متاسفانه تمامی مشاغل مهم از مدیر عاملی گرفته تا کارگری بدست افراد غیر بومی افتاده است تا جایی که به جرات می توان گفت90 درصد کارکنان این صنایع افراد غیر بومی می باشند که ساکن استان های مجاورند و هزینه ایاب و ذهاب و یا اسکان این جماعت زحمتکش خود به اندازه حقوق چند کارگر است و در این بین سهم شهروندان و جوانان دورودی تنها 10 در صد است .آن هم با تهییه هزاران پارتی و پادر میانی این و ان شاید بتوانی یکی از پست های بسیار مهم در بخش خدمات را تصاحب کنی البته با هزار منت این و آن و ارایه صدها ضمانت و تعهد و ... که هر وقت دلشان خواست بیرونشان کنند. به جرات می توان گفت سهم جوانان و بیکاران دوورودی از بخش صنعت با مشاغل بی شمارش آلودگی این صنایع است و استشناق هزاران گاز سمی و...
آری جوانان دورودی به شهر های مهاجرت می کنند و اغلببا دست خالی و دلی شکسته و لبی تشنه به وطن خو باز می گردند ولی به قول معروف«آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم» هر چند همه در را می دانند و درمان را نیز،ولی در پی درمان بر نمی آیند.استخوان درون چشم قصاب!!!را دیده اند و قصد درمان ندارند.چرا که سوژه مهمی است بحث اشتغال و بیکاری!تا موسم انتخابات می رسد هه انگشت بر آن می گذارند این بیماری را بیان می کنند ولی در هنگام درمان سوگند سقراط خود را فراموش می کنند!!و تا خرشان از پل انتخابات گذشت سکوی پرتاب خود را فراموش می کنند یا گوشه عزلت می گیرند و از درآمد کلان خویش بهره ها می برند و یا دلیل می آورند که ای آقا نمی گذارند کار بکنیم.گفته های خود را به دلایل به ظاهر منطقی ماست مالی کرده و گاها انکار می کنند.
این جای بسی تاسف دارد عده ای وعده کارخانجات و صنایعی چون پتروشیمی و مهمات سازی وآب معدنی داماش را می دهند که البته اگر چه بعضا در مرحله اجراست ولی قطعا از این مهمانی بزرگ و ضیافت عظیم جز پر کاهی آنهم به اکراه به جوانان نخواهد رسید و این یک حقیقت غیر قابل انکار است و صد البته همین که اجازه می دهند اثرات زیست محیطی این صنایع در طبیعت بکر دورود نتشر شود و بابت استشناق گازهای سمی ناشی از آن هزینه ای از شهروندان دورودی طلب نمی کنند جای بسی تقدیر و تشکر است و این مهم را قطعا مرهون زحمات نمایمدگان و مسئولان زحمت کش و با تجربه دورودی هستیم و جای دارد از این جا از همه آنها بخاطر این همه تلاش در جهت حفظ منافع جوانان دورودی قدردانی نمود××
به قلم:ع.ح.بصیرت
+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 13:40  توسط صمد
|